کودک سر به هوایی بودم. میان جمعیت عزادار، یک آن دستم را از دست پدر رها دیدم و رفتم. به کجا؟ نمیدانم! فقط راه میرفتم و دستههای عبوری را تماشا میکردم. دستههایی که صدای موزون و ضربدارِ طبل و سنج و زنجیرشان بند دلم را پاره میکرد غرولند این ماه...ما را در سایت غرولند این ماه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 15:23
ما را در سایت غرولند این ماه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 15:23
ما را در سایت غرولند این ماه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 15:23